شحنه

نوع مقاله : تالیف

نویسنده

هیات علمی

چکیده

شحنه در لغت از ریشهٔ شَحَن به معنی دور کردن، دفع نمودن، راندن و طرد کردن است و در اصطلاح حسبه به کسی گفته می‌شد که حاکم یا پادشاه او را برای ضبط کارها و سیاست مردم در شهر نصب می‌کرد (لغت‌نامه دهخدا، ذیل مدخل شحنه). به‌عبارتی‌دیگر، به نگهبان و رئیس پلیس شهر شحنه می‌گفتند. از سال‌های پایانی قرن سوم هجری به بعد، در بعضی از آثار مکتوب جهان اسلام، کلمه شحنه به‌جای شرطه به‌کاررفته است (رفیعی، 1380: 206). شحنه همان وظایفی را بر عهده داشت که شرطه، داروغه و پاسبان‌های شهر بر عهده داشتند. در تاریخ بیهقی شحنه به معنای حاکم و فرماندار نظامی شهر به‌کاررفته است (بیهقی 1356: 16). در سیاست‌نامه خواجه نظام الملک (طوسی، 1348: 56) و همچنین قابوس‌نامه عنصرالمعالی قابوس بن وشمگیر نیز از واژه شحنه به همین معانی پیش‌گفته یادشده است (عنصرالمعالی، 1352: 231). روی‌هم‌رفته شحنه در ادبیات فارسی بیشتر به معنای پاسبان، نگهبان و پاسدار شب به‌کاررفته است. شحنه در زمان سلجوقیان، در ابتدا یک مأمور انتظامی بود، ولی به‌تدریج با پاسداری از بازار و حفظ نظم و آرامش در شهرها، صلاحیت‌های سازمان حسبه را نیز در خود گنجانید. (ساکت، 1365: 396).

کلیدواژه‌ها